داداشم کلاس اوله داشتم به دفتر نقاشیش نگا میکردم یهو دیدم یه قلب کشیده از وسطش یه تیر رد شده از تیره هم داره خون میچکه!!!!!!!!!!! صداش کردم گفتم هووووی بچه این چیه کشیدی اینجا قلب کیه؟؟ اومد نشست جلوم تو چشام زل زده بود بعد چن دیقه گفت: داداشم واقعا برات متاسفم…تو هنوز عاشق نشدی و نمیدونی عاشقی بد دردیه… باور کن منو ثنا ( دختر داییم) همه حرفامونو زدیم ما عاشقانه همو میپرستیم تورو خدا راحتمون بزارید!!!!!!!!!!!!!! 
نظرات شما عزیزان:
|